|
وقت نماز در مناطق
قطبي
چگونه ممكن است اسلام يك دين
جهانى باشد در حالى كه دستورهاى مهم آن مانند ((نماز و روزه )) در همه
نقاط جهان ، قابل عمل نيست ؟ زيرا همه مى دانيم كه در منطقه قطب شمال و
جنوب زمين ، نقاطى هست كه طول شب و روز آن هر كدام به شش ماه مى رسد،
بديهى است در چنين نقاطى نمى توان روزه گرفت و نه نمازهاى پنجگانه روزانه
را به صورتى كه ما انجام مى دهيم ، مى توان انجام داد.
اين ايرادى است كه بارها در گوشه و كنار در مورد جهانى بودن ((آيين اسلام
)) عنوان مى شود.

چندى قبل ، در يكى از مجلات
معروف ، اين ايراد با آب و تاب عجيبى به صورت زير مطرح شده بود:
((...آفتاب نيمه شب ، اسلام را به خطر انداخته است ...)).
اگر شما مسلمان پاك اعتقادى هستيد و فرايض و اعمال مذهبى را به دقت بجا
مى آوريد، دعا كنيد هيچ گاه در ماه رمضان گذار شما به كشور ((فنلاند)) يا
هر كشورى كه در نواحى قطبى قرار دارد نيفتد؛ زيرا به طورى كه مى دانيد
آفتاب در ماه اوت (تقريبا مقارن مردادماه ) در آنجا غروب نمى كند و همين
موضوع در يكى از ماههاى رمضان گذشته قضيه بغرنجى براى علماى دانشگاه
((الازهر)) مصر پيش آورد.
اكنون عده اى از مسلمانان در ((فنلاند)) زندگى مى كنند كه به علل مختلفى
به آن سرزمين رفته اند وچون در آنجا در ماه ((اوت ))، آفتاب غروب نمى كند
و يا به قدرى كم غروب مى كند كه در غيبت آن ، فرصتى براى صرف يك غذاى
حسابى نيست ، از اين رو مسلمانان فنلاند در برابر دو مساءله دشوار و حل
نشدنى قرار گرفته اند و آن اينكه : آيا همه ماه رمضان را روزه بگيرند و
به طور كلى در سراسر اين ماه ، مطلقا از خوردن غذا امساك كنند؟ (اينكه
نشدنى است ) و يا اينكه يكى از مقدسترين وظايف مذهبى خود را نقض نمايند؟
از اين جهت براى يافتن راه حل ، به مجتهدين و فقهاى مصرى (چون تابع مذهب
تسنن بوده اند)، مراجعه كرده ، آنها هم هنوز راه حلى براى آن نيافته اند.
اين بود خلاصه سخنى كه در مجله مزبور در چند سال پيش انتشار يافت و هم
اكنون نيز گاهگاهى پيرامون اين مساءله از ما سؤ ال مى كنند.
همانطور كه از توضيحات آينده روشن خواهد شد، نه آفتاب نيمه شب ((فنلاند))
اسلام را به خطر انداخته و نه لازم است مسلمانانى كه در آن نقاط هستند يك
ماه تمام را از خوردن غذا امساك نمايند و به عبارت ديگر، خودكشى كنند و
نه ضرورتى دارد كه وظيفه مقدس مذهبى خود يعنى ((روزه )) را نقض نمايند و
نه دانشمندان اسلام ، اعم از شيعه و اهل تسنن ، از حل چنين مساءله اى
عاجز مانده اند و نه صحيح است كه نام اين مساءله را يك مساءله ((بغرنج
ولاينحل )) بگذاريم ، بلكه پاسخ اين مساءله را ((فقها)) صريحا در
كتابهايى كه براى توضيح و بيان وظايف اسلامى نوشته اند، روشن ساخته اند.
منتها دورى ايراد كنندگان و عدم تماس مستقيم آنها با دانشمندان دينى
است كه اين مساءله را درنظر آنها به صورت يك مشكل لاينحل جلوه داده است .
بديهى است اين مشكل منحصر به ((روزه )) نيست ، در مورد ((نماز)) و بسيارى
از دستورهاى ديگر مذهبى نيز اين موضوع خودنمايى مى كند. آيا مى توان تنها
در يك ماه به خواندن چند ركعت نماز كه وظيفه يك روز است قناعت نمود؟ و يا
در نقاطى كه طول اين روز به ((شش ماه )) تمام مى رسد و به دنبال آن يك شب
طولانى شش ماهه نيز هست و در تمام مدت سال ، يك شبانه روز بيشتر وجود
ندارد، تنها هفده ركعت نماز خواند؟
ولى معلوم نيست چرا اين نويسنده ، آفتاب نيمه شب فنلاند را تنها خطرى
براى اسلام شمرده است . اگر فرضا روزهاى طولانى شمال فنلاند يامناطق ديگر
قطبى ، دردسر و خطرى توليد كند، منحصر به اسلام نيست ، بلكه اين خطر
متوجه مراسم ((روز يكشنبه )) مسيحيان و نماز و روزه يهوديان و غير اينها
نيز خواهد بود؛ زيرادر تمام مذاهب ، مراسمى وجود دارد كه به شب و روز و
هفته و ماه مربوط است .
اما همانطور كه گفتيم اين مساءله از مدتها پيش در فقه اسلامى مطرح بوده و
پاسخ آن را روشن ساخته اند، منتها چون ايراد كنندگان سر و كارى با
اينگونه كتابها نداشته اند، تصور مى كنند همانطور كه اين مساءله براى
خودشان بغرنج و پيچيده جلوه نموده ، براى همه همين طور است (183) به هر
حال پيش از تشريح پاسخ اين سؤ ال ، لازم است به سه نكته اشاره شود:

به هم خوردن شب و روز در
مناطق قطبى
1 - شبها و روزهاى طولانى و بيش از 24 ساعت ، تنها مربوط به كشور
((فنلاند)) و بعضى از نقاط ممالك ((اسكانديناوى )) نيست ، بلكه كليه
نقاطى كه بالاتر از مدار 5/66 درجه قرار دارند با چنين وضعى روبه رو مى
شوند.
به عبارت ديگر، در تمام نقاطى كه ميان مدار 5/66 درجه و مدار 90 درجه كه
نقطه اصلى ((قطب شمال يا قطب جنوب )) است قرا ردارند و در همه يا قسمتى
از سال ، شب و روزهاى طولانى وجود دارد و به هر نسبت كه از مدار 5/66
درجه بالاتر برويم ، طول اين شب و روزها بيشتر مى شود؛ مثلا نقطه شمالى
((فنلاند)) كه تقريبا روى مدار 70 درجه عرض شمالى واقع شده ، يك روز
طولانى شصت و چند روزه دارد كه از اوايل خردادماه شروع مى شود و تا اوايل
مردادماه ادامه دارد و يك شب دوماهه نيز دارد كه از اول آذرماه تا آخر
ديماه طول مى كشد؛ يعنى درست اين شب طولانى از نظر فصل در نقطه مقابل آن
روز طولانى قرار دارد.
هنگامى كه به حدود مدار 74 درجه مى رسيم ، يك روز سه ماهه كه از اواسط
ارديبهشت ماه تا اواسط مردادماه به طول مى انجامد، ديده مى شود كه يك شب
سه ماهه از وسط پاييز تا وسط زمستان نيز در قرينه آن قرار گرفته است .
به همين ترتيب ، هرچه بالاتر مى رويم بر طول اين شب و روز طولانى كه در
فصل زمستان و تابستان است افزوده مى شود تا به نقطه قطب ؛ يعنى مدار 90
درجه مى رسيم . قسمتى از كره زمين كه روى اين مدار واقع شده ، در تمام
ايام سال به جاى 365 روز ما، تنها يك شب و يك روز دارد كه هر كدام به مدت
شش ماه مى باشد.
ولى توجه داشته باشيد كه عدد شش ماه كاملا دقيق نيست ؛ زيرا طول روز در
نقطه قطب شمال ((6 ماه و چند روز)) و طول شب ((6 ماه و چند روز كم )) مى
باشد و در نقطه قطب جنوب ، درست عكس آن است .
مجموعه نقاطى را كه در مافوق مدار 5/66 تا 90 درجه قرار دارد ((مناطق
قطبى )) مى نامند و سكنه اين نقاط در قطب جنوب و در قطب شمال بسيار كم
است كه از جمله قسمتى از شمال ((فنلاند، سوئد، نروژ و روسيه )) مى باشد.
اخيرا دسته هايى از دانشمندان براى مطالعات علمى به مناطق قطب شمال و
جنوب مسافرت مى نمايند كه ساكنان موقت اين سرزمينها محسوب مى شوند.
ولى ترديدى نيست اگر يك نفر هم در آنجا زندگى نمايد، يا براى يك سفر
كوتاه به آنجا برود، بايد حكم او از نظر دستورات اسلامى كه جنبه ((جهانى
)) دارد و مخصوص به نقطه خاصى از كره زمين نيست ، روشن شود.
اما در نقاطى كه پايين تر از مدار 5/66 درجه قرار دارند، در تمام مدت سال
، شب وروز وجود دارند، منتها طول هر دو تنها در دو روز از سال (آغاز بهار
و آغاز پاييز) مساوى و در بقيه ايام با هم تفاوت دارد كه تدريجا كم يا
زياد مى شود فقط در خط ((استوا)) كه در حكم كمربند زمين است ، در تمام
مدت سال ، شب و روز، هميشه مساوى و هر كدام معادل 12 ساعت مى باشد و
كمترين تفاوتى در تابستان و زمستان ميان اين دو وجود ندارد.
شناسايى ظهر و نيمه شب در مناطق قطبى
2 - نكته ديگرى كه توجه به آن در حل اين مساءله نهايت لزوم را دارد اين
است در مناطقى كه آفتاب غروب نمى كند و به اصطلاح آفتاب نيمه شب دارند،
آفتاب در افق دائما در گردش است و هر 24 ساعت يك بار سرتاسر افق آن را
دور مى زند، البته در واقع كره زمين گردش مى كند ولى به نظر چنين مى رسد
كه آفتاب به دور آن مى گردد؛ يعنى اگر شما در آن يك ماه كه آفتاب در بعضى
از شهرهاى كشور فنلاند غروب نمى كند در آنجا باشيد، مى بينيد كه قرص كم
رنگ آفتاب دائما در كنار افق است و مانند عقربه ساعت در گردش مى باشد و
24 ساعت طول مى كشد كه يك دور كامل در افق بگردد، آهسته آهسته از سمت
مشرق به جنوب و از آنجا به طرف مغرب و از آنجا به شمال و مجددا به سوى
نقطه مشرق باز مى گردد.
ولى توجه داشته باشيد كه قرص آفتاب گرچه دائما در كنار افق ديده مى شود،
ولى فاصله آن با افق در 24 ساعت يكسان نيست ؛ يعنى گاهى كمى اوج مى گيرد
و بالا مى آيد و هنگامى كه حداكثر اوج خود را طى كرد رو به طرف افق پايين
مى آيد تا به حداقل برسد، آن گاه مجددا اوج مى گيرد.
علت اين تغيير وضع آفتاب همان انحراف 5/23 درجه محور زمينى نسبت به
((مدار)) آن مى باشد (دقت كنيد). روى اين حساب ، هنگامى كه آفتاب به
آخرين نقطه اوج خود برسد، نيمروز آنجا محسوب مى گردد؛ چون در اين موقع
آفتاب درست روى نصف النهار آنجا قرار دارد.
به عبارت روشنتر، وقتى كه آفتاب خوب بالا آمد ((ظهر)) آنجاست و به اين
ترتيب ، هنگامى كه آفتاب كاملا پايين رفت (وبه حداقل ارتفاع رسيد) درست
مطابق ((نيمه شب )) آنجاست و آن آفتاب كم ارتفاع هم همان آفتاب نيمه شب
است .
بديهى است روشنى هوا در 24 ساعت در اين نقاط يكنواخت نيست ، بلكه هنگامى
كه آفتاب بالا مى آيد به اصطلاح ، روز آنجاست هوا كاملا روشن مى شود و
هنگامى آفتاب پايين مى رود و به نزديكى افق مى رسد، هوا كمى تاريك و
مانند هواى گرگ و ميش بين الطلوعين خودمان مى گردد و روى اين حساب ، آنها
هم براى خود روز و شبى دارند ولى نه مانند روز و شب ما.

از بيانات بالا به خوبى روشن
شد كه تشخيص وقت دقيق ((ظهر)) و ((نيمه شب )) در اين نقاط كاملا ساده است
و همه كس مى تواند با نصب يك شاخص كوچك (قطعه چوب يا ميله آهنى كه
كاملا بر زمين عمود باشد) از كم و زياد شدن سايه آن ، ظهر و نيمه شب را
تشخيص دهد. يعنى هنگامى كه سايه شاخص به حداقل رسيد، نيمه شب است .
لابد خواهيد گفت : فكرمان از نظر تشخيص ظهر و نيمه شب در اين مناطق
هنگامى كه روزهاى طولانى وجود دارد، كاملا راحت شد، ولى هنگامى كه شبهاى
طولانى بر اين نقاط سايه افكنده است ، چه بايد كرد؟
خوشوقتيم به شما اعلام كنيم كه حركت ستارگان در اين شبهاى طولانى به دور
افق نيز شبيه حركت آفتاب در روزهاى طولانى آنجاست . واضحتر بگوييم :
ستارگان در آنجا كمتر طلوع و غروب دارند بلكه چنين به نظر مى رسد كه همه
دسته جمعى دور تا دور افق را گردش مى كنند (البته در واقع زمين گردش مى
كند نه ستارگان ) منتها حركت آنها هم بدور افق يكسان نيست ، گاهى كمى اوج
مى گيرند و سپس پايين به طرف افق مى آيند به طورى كه اگر يك ستاره را در
كنار افق نشانه كنيم ، هنگامى كه به حداكثر ارتفاع خود رسيد، حتما روى خط
نصف النهار و درست هنگام ظهر است و موقعى كه به حداقل ارتفاع خود رسيد
درست نيمه شب مى باشد.
اين موضوع را هم نبايد هرگز از نظر دور داشته باشيد كه تيرگى هواى شبهاى
طولانى آنجا در 24 ساعت يكسان نيست ؛ گاهى هوا كمى روشن مى شود (مانند
هواى گرگ و ميش بين الطلوعين ) و آن روز آنجا محسوب مى گردد و سپس رو به
تاريكى كامل مى رود كه شب واقعى آنجا مى باشد.
از مجموع اين توضيحات ، نتيجه مى گيريم كه شناختن ((ظهر)) و ((نيمه شب ))
در شبها و روزهاى طولانى مناطق قطبى مساءله اى است حل شده و غير قابل
ايراد و نيازمند به هيچ وسيله خاصى مانند ساعت و راديو و امثال آن نيست .
مقياس ، حد وسط است
3 - آخرين نكته اى كه ذكر آن براى روشن شدن پاسخ آينده ضرورت دارد اين
است كه از نظر ((فقه اسلامى )) هيچ موضوع و هيچ حادثه اى بدون حكم نيست و
به عبارت ديگر، قوانين اسلامى آنچنان جامع است كه حكم هيچ موضوعى را فرو
گذار نكرده است . اين يك ادعا نيست بلكه يك واقعيت است و براى افرادى كه
از نزديك با مسائل فقهى آشنايى دارند كاملا مشهود مى باشد، منتها موضوعات
بر دو قسمند:
1 - موضوعاتى كه حكم مخصوص به خود دارند و در مدارك اسلامى صريحا حكم آن
ذكر شده است (و به اصطلاح علمى ، منصوص مى باشند).
2- موضوعاتى كه حكم خاصى براى آن تعيين نشده و بايد به ((قواعد)) و
((اصول كلى )) اسلامى رجوع شود و حكم آن از آنها استنباط گردد.
توضيح اينكه در اسلام يك سلسله قواعد كلى و اصول اساسى وجود دارد كه حكم
تمام مسائل و حوادث پيش بينى نشده با مراجعه به آنها روشن مى گردد. اين
قواعد و اصول كلى ، آنچنان وسيع و گسترده است كه از نظر علمى ممكن نيست
موضوعى پيدا كنيد كه مندرج در تحت هيچ يك از آنها نباشد (و به اصطلاح ،
حصر ميان آنها حصر عقلى است ).
موضوع موردبحث ؛يعنى وظيفه كسانى كه در مناطق قطبى زندگى مى كننداز قسم
دوم است ؛ يعنى حكم آنها را مى توان از قواعد و اصول كلى استنباط نمود.
در اينجا نمى خواهيم خوانندگان گرامى را در پيچ و خم اصطلاحات و
استدلالات فقهى قرار دهيم و بحثها و گفتگوهاى دانشمندان و فقها را درباره
مساءله فوق شرح دهيم ، ولى اين مطلب مانع از آن نيست كه قاعده كلى علمى
را كه پايه استنباط حكم اين مساءله است به زبان كاملا ساده تشريح نماييم
. و آن اينكه : اصولا احكام و مقررات اسلامى منصرف و ناظر به افراد
متعارف و عادى است و كسانى كه به نحوى از انحا از حدود متعارف بيرونند
بايد به روش افراد عادى رفتار نمايند؛ مثلا مى دانيم كه همه هنگام وضو
بايد صورت خود را از رستنگاه موى سر تا چانه بشويند، حال اگر پيشانى و
موى سر كسى بر خلاف متعارف باشد مثلا موى از وسط سر برويد و يا به قدرى
پايين باشد كه ازبالاى ابروى او شروع شود، مسلما چنين كسى نبايد وضع
رستنگاه موى سر خود را مقياس قرار دهد، بلكه همه فتوا داده اند كه بايد
به مقدار افراد عادى و متعارف بشويد، يا اينكه در مورد ((آب كر)) اندازه
آن طبق مشهور، سه وجب و نيم طول ، در سه وجب و نيم عرض و در سه وجب و نيم
عمق است .
بديهى است اين حكم ، ناظر به وجبهاى معمولى و متعارف مى باشد، بنابراين ،
اگر انگشتان و كف دست كسى به قدرى كشيده و بزرگ باشد كه وجب او دو برابر
وجب معمولى و متعارف مى باشد هيچ گاه نمى تواند وجب خود را مقياس قرار
دهد، بلكه بايد اين دو دسته بر طبق افراد عادى عمل كنند و حد متوسط را در
نظر بگيرند (و اين همان است كه مى گويند اطلاقات احكام و قوانين كلى شرع
، به افراد متعارف منصرف مى باشد).
اين يك قانون كلى و عمومى است و اختصاص به باب معينى ندارد. فقهاى ما حكم
كسانى را كه در مناطق قطبى زندگى مى كنند از اين قاعده استفاده كرده و
عده اى از آنان در فتاواى خود تصريح نموده اند كه چنين اشخاصى بايد طبق
((مناطق معتدله )) عمل نمايند؛ يعنى چون طول شب و روز در اين مناطق بر
خلاف متعارف نقاط روى زمين است ، ساكنان آنها موظفند به حد متوسط رجوع
نموده وظايف شرع خود را مطابق آن ، انجام دهند؛ مثلا اگر ماه رمضان در
آغاز تابستان واقع شده و حد متوسط طول روزها (از طلوع صبح تا مغرب ) در
مناطق معتدله 15 ساعت است ، آنها بايد در ماه مبارك هر روز 15 ساعت روزه
بگيرند. و هنگامى كه ماه رمضان در آغاز زمستان است ، اگر حد متوسط روز در
مناطق معتدله 12 ساعت است ، بايد 12 ساعت را روزه بگيرند و نماز خود را
نيز طبق همين حساب انجام دهند.
بنابراين ، ملاحظه مى كنيد كه حكم اين مساءله كه به نظر بعضى خيلى بغرنج
و پيچيده آمده ، از يك قاعده كلى فقهى به آسانى استنباط مى گردد و جاى
هيچ شبهه اى باقى نمى ماند.
نتيجه نهايى بحث با توضيح بيشتر
از آنچه در بالا توضيح داديم اين نكته كاملا روشن شد كه ساكنان مناطق
قطبى موظف نيستند تمام آن روزهاى طولانى مثلا روز يك ماهه را در ماه
مبارك رمضان از خوردن ، امساك نمايند و يا تنها چند ركعت نماز در سراسر
اين روز طولانى بخوانند، بلكه وظيفه آنها اين است كه بر طبق افق مناطق
معتدله رفتار نمايند؛ يعنى همانطور كه در اين روز طولانى يك ماهه مثلا
حساب روزهاى هفته و ماه را طبق مناطق معتدله كه شب و روز دارند در نظر مى
گيرند و شنبه و يكشنبه و... ماه و سال را حساب مى كنند، همچنين طول روز و
شب را بايد در فصول مختلف مطابق مناطق معتدله تعيين نمايند.
البته همانطور كه مشروحا گفتيم شناختن ظهر حقيقى در اين مناطق بدون
احتياج به هيچ وسيله اى ، از حركت آفتاب و نهايت اوج گرفتن و بالا رفتن
آن در افق تنها به وسيله يك شاخص ساده مى توان تشخيص داد و حديث معروف
((اذا زالت الشمس دخل وقت الصلوتين ؛ هنگامى كه آفتاب از دايره نصف
النهار گذشت ، وقت نماز ظهر و عصر داخل مى شود))، به خوبى شامل آن مى
شود.
همچنانكه نيمه شب آنجا را نيز از نهايت انخفاض و رسيدن خورشيد به حداقل
ارتفاع ، مى توان تشخيص داد و آخر وقت نماز مغرب و عشا به اين وسيله به
دست مى آيد.(184)
بنابراين ، آغاز وقت دو نماز از نمازهاى پنجگانه و انتهاى وقت دو نماز
ديگر، بدون احتياج به هيچ وسيله ديگرى ، تنها از وضع حركت آفتاب به دست
مى آيد.
و همانطور كه گفته شد، روز و شب نيز از كم و زياد شدن روشنى هوابواسطه
ارتفاع و انخفاض آفتاب تا اندازه اى مشخص مى گردد. و همچنين از كم و زياد
شدن ميزان تاريكى در شبهاى طولانى آن نقاط روز و شب آنجا محسوس است . |